Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the wp-statistics domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/iheair/public_html/wp-includes/functions.php on line 6114

Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the wordpress-seo domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/iheair/public_html/wp-includes/functions.php on line 6114

Notice: Undefined index: options in /home/iheair/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/theme-builder/widgets/site-logo.php on line 194
چرا کارآفرینی برای اقتصاد مهم است؟ - heap

کارآفرینی می‌تواند موجب رشد و توسعه اقتصاد شود، با اینکه گاهی اوقات مزایای آن بیشتر از جنبه های اقتصادی است. کارآفرینی اغلب به عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی در نظر گرفته می‌شود اما تصویر واقعی پیچیده تر است. در اینجا برخی نظرات کارشناسان و متخصصان در مورد اهمیت کارآفرینی را مرور می‌کنیم.

در این بلاگ میتواند در رابطه با معنا و مفهوم کارآفرینی و کارآفرین بیشتر بخوایند. 

کارآفرینی چیست؟ 

کارآفرین یک اصطلاح کلی است که به راه‌اندازی یک کسب و کار مربوط می‌شود. اما تعریف دقیق آن از دیرباز محل بحث محققان و سیاستگذاران بوده است. مرکز مستقل کارآفرینی آمریکا در این باره می‌گوید که علیرغم علاقه گسترده به این موضوع و درک اهیمت آن برای اقتصاد، هنوز تعریف مشخصی برای کارآفرینی وجود ندارد. کلمه کارآفرین (Entrepreneur) که مشتق انگلیسی و فرانسوی است به معنی متعهد شدن است که می‌توان از آن تفاسیر و تعبیرهای مختلفی داشت.

هوارد استینسون (Howard Stevenson) که به عنوان پدر مطالعات کارآفرینی در مدرسه کسب و کار هاروارد (Harvard Business School (HBS)) شناخته می‌شود، آن را به عنوان «جستجوی فرصت، فراتر از منابع کنترل شده» تعریف می‌کند. در همین رابطه تام آیزنمن (Tom Eisenmann) از اساتید مدرسه کسب و کار هاروارد توضیح می‌دهد «فراتر از کنترل شده» مستلزم محدودیت منابع است.

Stanford Center for Professional Development در دانشگاه استنفورد تعریفی کمی ساده‌تر ارائه می‌دهد: «در سطح بسیار ابتدایی، کارآفرینی به یک فرد یا یک گروه کوچک از شرکا اشاره دارد که بر یک مسیر اصلی برای ایجاد یک کسب‌وکار جدید حرکت می‌کنند. یک کارآفرین علاقه‌مند به طور فعال به دنبال یک پروژه تجاری خاص است و کارآفرین کسی است که بیشترین میزان ریسک مرتبط با پروژه را بر عهده می‌گیرد. به همین دلیل، اگر پروژه موفق باشد، همین شخص به نفع بیشتری نیز خواهد بود.»

چگونه کارآفرینان به رشد اقتصادی کمک می‌کنند؟

نوآوری و کارآفرینی به رشد اقتصادی کمک می کنند و این موضوع غیر قابل انکار است و همین موضوع آنها را به حوزه مورد علاقه اقتصاددانان و سیاست گذاران در جهان تبدیل می کند. با این حال برخی محققان بر این باورند که رشد ایجاد شده توسط کارآفرینی اغراق آمیز است. نکته‌ای که وجود دارد این است که رشد ناشی از فعالیت های کارآفرینانه به طور مساوی در تمام بخش‌های اقتصادی رخ نمی دهد. مطالعات رشد اقتصادی به یک پارادوکس آشکار اشاره دارد که در آن رشد بهره‌وری کلی در ایالات متحده در سال‌های اخیر، علی‌رغم فراگیر شدن ایدئولوژی کارآفرینی و نوآوری اندک بوده است. طبق مطالعات دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ایلات متحده (NBER)، این به این دلیل است که نوآوری بر صنایع مختلف تاثیر متفاوت می گذارد و در برخی از بخش های اقتصاد تأثیر زیادی دارد اما در برخی دیگر تأثیر کمی دارد.

بر اساس مطالعات و بررسی‌های صورت گرفته، با اینکه به طور کلی ارتباط بین کارآفرینی و بهبود رفاه اجتماعی مثبت است، اما این ارتباط همچنین پیچیده است و تحت تأثیر عواملی مانند جمعیت منطقه‌ای، چگالی کارآفرینی و صنعت خاصی که فعالیت کارآفرینی در آن صورت می‌گیرد، قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، برخی مطالعات نشان داده‌اند که رشد اقتصادی ممکن است باعث رشد عدم برابری در درآمدها شود. محققان می‌گویند در ایالات متحده، عدم توازن درآمدی و رشد اقتصادی از دهه ۱۹۷۰ به یکدیگر وابسته بوده‌اند.

کارآفرینان حول «ضرورت» در مقابل کارآفرینان حول «فرصت» (“Necessity Entrepreneurs vs. “Opportunity” Entrepreneurs)

یک روش جالب برای نگاه به کارآفرینی، تقسیم آن به دو دسته عمده است. Necessity entrepreneurship شروع یک کسب و کار توسط افرادی است که به فرصت‌های دیگر دسترسی ندارند. Opportunity entrepreneurship ایجاد یک شرکت در پاسخ به فرصتی جدید یا فرصتی که قبلاً نادیده گرفته شده بود را مشخص می‌کند.

در کشورهایی که فعالیت کارآفرینی عمدتاً به شکل necessity entrepreneurship است، می‌تواند سیگنالی باشد که اقتصاد به اندازه کافی شغل یا فرصت‌های درآمدی برای کارکنان ایجاد نمی‌کند. به گفته محققان، ممکن است به رشد اقتصادی آهسته یا به طور کلی تاخیر در توسعه اقتصادی مرتبط باشد.

جایی که کارآفرینی به رشد کمک می کند – و جایی که کمک نمی‌کند

سطح توسعه اقتصادی یک کشور نیز می تواند بر اینکه آیا کارآفرینی منجر به رشد اقتصادی بیشتر در آن کشور می شود یا خیر، تأثیر بگذارد.
طبق گفته‌ زولتان اکس (Zoltan Acs)، اقتصاددان و استاد مدیریت؛ در قرن بیستم به دلیل کاهش تولید و تغییر به سمت مشاغل خدماتی، اقتصادهای بازار صنعتی در مراحل بعدی توسعه اقتصادی – مانند ایالات متحده و بخش‌هایی از اروپای غربی مانند آلمان و سوئد – توانستند از مزایای زیادی بهره ببرند. از دهه 1970، این کشورها شاهد افزایش کارآفرینی بودند که روند قبلی را در اقتصادشان معکوس کرد.

عوامل دیگری نیز ممکن است در نقش کارآفرینی در شد اقتصاد مرتبط باشند، برخی از این عوامل در ایالات متحده شامل؛ بازار داخلی بزرگ و رقباتی، سیستم مالی توسعه یافته و سطح بالایی از حمایت بلند مدت بخش دولتی از علوم پایه، می‌باشد که از آنها بهره برده است.

اما برای کشورهای در حال توسعه، کارآفرینی جوابگوی رشد نیست. یک مطالعه بر روی ۷۴ اقتصاد در طول شش سال نشان داد که کشورهای کمتر توسعه یافته اگر بخواهند رشد اقتصادی را تحریک کنند نباید سیاست اقتصادی خود را بر اساس “کارآفرینی عمومی” بنا کنند. محققان بر این ادعا هستند که تمرکز بر برنامه‌هایی که سرمایه انسانی را توسعه می‌دهند، از اقتصاد در مقیاس بهره می‌برند و سرمایه خارجی را جذب می‌کنند، موثرتر در تحریک رشد اقتصادی عمل می‌کند.

ایتالیا می‌تواند مثالی دیگر از کشوری باشد که سطوح بالایی از خوداشتغالی برای توسعه اقتصادی ناکارآمد ثابت شده است. تحقیقات نشان داده است که ایتالیا به دلیل خوداشتغالی تاثیرات منفی زیادی بر رشد اقتصاد خود داشته است.
رابطه بین کارآفرینی و رشد اقتصادی پیچیده است و می تواند از کشوری به کشور دیگر بر اساس سطح توسعه اقتصادی آنها متفاوت باشد. در اقتصادهای بسیار توسعه یافته، کارآفرینان می توانند رشد را تسریع کنند، در حالی که در کشورهای کمتر توسعه یافته ممکن است تأثیر مثبت کمتری داشته باشند.
 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *